نترسید از اینکه .... - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 1:51
نترسید_از_اینکه_دختر_بچه_هایتان_زمین_بخورنداجازه دهید گریه کنند اما دوباره بایستند.بزرگتر که شدند گاهی از آنها بخواهید نان بخرند، حتی یک بار شده در صف بایستند.مطمئن باشید به کسی در صف نانوایی تجاوز نمیکنندمطمئن باشید حرف در و همسایه که بگویند:" مرد نداشتند در خانه؟ " به پشیزی نمیارزد.همانقدر که
تو حق نداری - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 1:51
من..؟!چه دوحرفیه وسوسه انگیزیست....این من! نه زیبایم ، نه مهـربانم....نه عـاشق و نه محتاج نگاهی...!فقط برای خودم هستم...خوده خودم ! مال خودم ! صبورم و عجول!!سنگین...سرگردان...مغرور...قـانع....با یک پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگیه نه چندان تلخ!!!آنچنان ساده امکه گنجشکها هم می تواننددر جیب هایم لانه
... - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 1:51
من..؟!چه دوحرفیه وسوسه انگیزیست....این من! نه زیبایم ، نه مهـربانم....نه عـاشق و نه محتاج نگاهی...!فقط برای خودم هستم...خوده خودم ! مال خودم ! صبورم و عجول!!سنگین...سرگردان...مغرور...قـانع....با یک پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگیه نه چندان تلخ!!!آنچنان ساده امکه گنجشکها هم می تواننددر جیب هایم لانه
لحظه به لحظه - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 1:51
داری بزرگ میشی مامانم. داری کم کم سعی میکنی که با پاهای خودت راه بری. بابارو بهتر شناختی.داری وابسته اش میشی.دیشب و امروز همش گریه میکردی که بیادو زودتر بغلت کنه.وقتی هم که رفتی بغلش سرت و گذاشتی روی شونه اش و دیگه هیچی نگفتی تمام لحظات تو برام قشنگه.همه اش... __________________________ پ.ن:ارغوانم
خدا بخیر کنه.... - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 1:51
من..؟!چه دوحرفیه وسوسه انگیزیست....این من! نه زیبایم ، نه مهـربانم....نه عـاشق و نه محتاج نگاهی...!فقط برای خودم هستم...خوده خودم ! مال خودم ! صبورم و عجول!!سنگین...سرگردان...مغرور...قـانع....با یک پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگیه نه چندان تلخ!!!آنچنان ساده امکه گنجشکها هم می تواننددر جیب هایم لانه
دل کندن ازت سخته - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 1:51
من..؟!چه دوحرفیه وسوسه انگیزیست....این من! نه زیبایم ، نه مهـربانم....نه عـاشق و نه محتاج نگاهی...!فقط برای خودم هستم...خوده خودم ! مال خودم ! صبورم و عجول!!سنگین...سرگردان...مغرور...قـانع....با یک پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگیه نه چندان تلخ!!!آنچنان ساده امکه گنجشکها هم می تواننددر جیب هایم لانه
گنجشک لالا - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 1:51
یه وقتایی توی خواب یه رویایی میبینی فکر میکنی واقعیته. چشمات و باز میکنی منتظری که هنوزم همونطور باشه.دنبالش که میری نمیتونی اثبات کنی. میشه همون رویا..... به همین سادگی _________________________ پ.ن:گنجشک لالا یه نوستالرژی بینظیره واسه من اونقدر که لالایی ارغوان شده همین.
سپردمش به خودت - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 1:51
داری یواش یواش یادمیگیری که خودت بدون کمک راه بری. خنده هات جذاب تر شده مامانمدیگه حتی یاد گرفتی که زبونت و نشون بابا بدی. تازه به منم حسادت میکنی. :) نفس مامان چندوقت دیگه تولد یک سالگیته.پارسال این موقع منتظر بودم تا بیایی و حالا در تدارک تولدتم. دعاکن مامان دعاکن خدا این حسی و که الان من دارم،این
اولین قدم هات مبارک عشقم - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 1:51
نفس مامان،دوتا دندونای دیگه اتم داره در میاد. اذیتای این چندروزت بابت همین بود.چهارشنبه بود که دیدم دوباره جوونه زده دندونات.یاد گرفتی که چندقدم بدون کمک راه بری.خیلی تلاش میکنی که هربار یه قدم به قدمات اضافه کنی. مامان جونم هرطوری باشه بزرگ میشی،راه رفتن و یاد میگیری هرچقدرم که زمین بخوری،باز بلند